تلخ و شیرین های الفور

به نام خدایی که داشت او جبران همه نداشته های من است






مهتاب:پندار ببین هرسوالی رو دوست نداشتی جواب نده ازادی مطلق


پـنـ-ـ-ــدار:اوکی امابرای هر سوالی یه راه در رو هست ههه

بابك:امشب پندار امشب به صلابه میکشمت


پـنـ-ـ-ــدار:بابک

بابك:سلام خدمت پندار عزیز خیلی خوش امدی .یه معرفی از خودت برای کاربران مسنجر الفورای میفرمایید اسم شهرت سن بابك:تحصیلات بچه کجایی
مهتاب :پندار بیا پائین تکست کن اییییییییییییییییییییش اینجانباید بری مایک

(پندار روی مایک سوال میکرد ماتکست میکردیم ههههه)برعکس شده بود ایشون سوال می پرسیدند.


مهتاب:هرچی دوست نداری جواب نده


بابك:نه فقط نیمه شبی ها میبینن


مهتاب :بیاپائین تکست کن میزنمتا ماچطوری توی وبلاگ بنویسیم ؟


پـنـ-ـ-ــدار:نام :پندار


بابك:حالاهم مایک بیار پایین


پـنـ-ـ-ــدار:


پـنـ-ـ-ــدار:فامیل آزادی
 

مهتاب :میخوام برات استین بالا بزنم یه ملتی ازدستت نفس بکشن


پـنـ-ـ-ــدار:متولد:1366/1/31 تحصیلات لیسانس  متولد تهران....خوب دیگه چی بگم؟

بابك:جناب پندار سعی کن نفله جان تو یه تکس بدی بعد دردسر هست برا ما جمعش کردن


مهتاب پندار چطوری باالفور اشنا شدی

مهتاب رفت طومار بنویسه قصه حسن کرد شبستری روگفت



پـنـ-ـ-ــدار:اخر تابستون پارسال تو شهریور یه نفر از دوستای صمیمیم به نام ایدی اااداداش مهدی ااا بهم الفور معرفی کرد


مهتاب:وقتی اومدی ال فور روچطور محیطی دیدی


پـنـ-ـ-ــدار:اولش که اومدم هیچ علاقه نداشتم بد از مدتی که باهمه گ


پـنـ-ـ-ــدار:دستم خورد به اینتر


مهتاب: بابک مُردی؟


مهتاب :باهمه ؟؟؟چی

پـنـ-ـ-ــدار:*گرم شدم یه چیز خوب درک کردم که اکثر ادمای اینجا از دنیای واقعیشون خیلی خسته اند و نیاز دارن به یه نفر که بتونه بخندونشون وظیفه خودم دونستم یجوری از وقتم بزنم برای دوستای خوب که توی ددنیای مجازی شناختمشون


مهتاب :تاحالا شده مسدود بشی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:یبار اونم بخاطر خودم نبوده ایدیمو اعتماد کردم دادم به کسی و مسدود شد
:پـنـ-ـ-ــدار:خوب؟


مهتاب:پندار همیشه حتی وقتی ناراحتی هم روی مایکی و میخندی ...تاحالا شده روی مایک باشی یکی بیاد نجواحرفی بزنه از کوره دربری؟


پـنـ-ـ-ــدار:هیچوقت حرف کسی رو بدل نمیگیرم چون میدونم هرکسی اگه چیزیم بگه از روی اینکه دلش پره میذارم پای اینکه یه روزی بهتر میشه هیچوقتم ناراحت نشدم


مهتاب :خودت چی ؟ کسی روناراحت کردی تاحالا


پـنـ-ـ-ــدار:سعی کردم که ناراحت نکنم ولی خوب انسان جایزوالخطاست


مهتاب : بابک دررفت دیس شد ه


پـنـ-ـ-ــدار:خدا بابک رو شهید کرد


پـنـ-ـ-ــدار:خب؟


مهتاب فکر میکنی توی این کار ونیتت چقد موفق بودی؟چقد تونستی به هدفت برسی؟؟

پـنـ-ـ-ــدار:من هیچوقت به چیزی فکر نمیکنم یه تصمیم میگیرم و تمام سعیمو میکنم بهترین باشم اگه هم نشدم دوباره شروع میکنم


پـنـ-ـ-ــدار:خب؟


مهتاب واگه بازموفق نشدی ؟

پـنـ-ـ-ــدار:بازم تلاش میکنم هیچوقت از تصمیمی که میگیرم عقب نمیکشم


مهتاب :ناامیدنمیشی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:چون هرکارییم با اسم خدا شروع میشی و میدونم که هروقت خدا باهام باشه امیدم از دیروز بیشتر میشه


پـنـ-ـ-ــدار:نه خسته میشم نه نا امید


مهتاب :زندگی شماتوی چی خلاصه شده ؟ ازنظرشمازندگی یعنی ؟؟؟


پـنـ-ـ-ــدار:زندیگ یعنی یه قطار که خیلی ایستگاه داره که هر ایستگاهی نباید پیاده شد


مهتاب :چندساعت درروز میایی ال فور؟....میانگین؟


پـنـ-ـ-ــدار:قبلا زیاد میومدم الان فقط 11شب تا نماز صبح



مهتاب :فرداش باید بری سرکار ؟کی میخوابی پس


پـنـ-ـ-ــدار:مجبورم برم سرکار...خابم خیلی کمه شاید روزی 2ساعت

مهتاب :میمیری اخرش


پـنـ-ـ-ــدار:همه میمیرن اخرش


مهتاب اولین اتاقی که رفتی یادته؟


پـنـ-ـ-ــدار:اتاق شیرین فرهاد مالکش داداش مهدی بود


پـنـ-ـ-ــدار:یاد سفره خونه افتادم با موزیکت ههه

مهتاب :گوشاتو بگیر

مهتاب :اولین باری که فریز شدی یادته


پـنـ-ـ-ــدار:اولینبار بخاطر اینکه خندیدم اونم وحشتناک فریزم کردن

مهتاب :ازاون خنده های که هنوزم روی مایک میکنی

پـنـ-ـ-ــدار:اره اما الان دیگه فریز نمیشم حتی پلیساهم درخاست خنده میدن ههه


مهتاب :توی زندگیت چی داری که خیلی برات ارزش داره ؟


پـنـ-ـ-ــدار:یه دونه ابجی

مهتاب وگیتار؟


مهتاب :فکرکنم گیتارتو دوست داری

پـنـ-ـ-ــدار:گیتارم عضو بدنمه زندگیم نیست


مهتاب :اهان


پـنـ-ـ-ــدار:


مهتاب دلت برای یگانه تنگ نشده؟ (ابجی که عکس پروفایل رو هم عکس یگانه گذاشته)


پـنـ-ـ-ــدار:چرا خیلی تنگ میشه دلم خیلی کم خونه هستن همش تو مسافرتن

پـنـ-ـ-ــدار:الانم نیستن


مهتاب :اگه قرار باشه پندار رو در یک جمله معرفی کنی چی میگی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:تجربه یه زندگی تلخ


مهتاب :چرا تلخ؟


پـنـ-ـ-ــدار:باید توزیح بدیم؟

مهتاب :اجباری نیست/؟


پـنـ-ـ-ــدار:خنده های الکی اشکای یواشکی اینم توزیح

 
پـنـ-ـ-ــدار:توزیح دادم هر سوالی جوابی داره باید جواب داد



مهتاب :پس ازاون دسته ادمهای هستی که بعبارتی صورتت را باسیلی سرخ نگه داشتی ... خنده تلخ من از گریه غم انگیزتراست کارم از گریه گذشته به ان میخندم ؟


پـنـ-ـ-ــدار:نه باسیلی سرخ نگه نداشتم فقط صورتمو به عشق خدا خندون نگه میدارم...بهترین و زیبا ترین چهره خدا خنده بنده هاش


مهتاب دقیقا....توی هیچ اتاقی مدیر هستی


پـنـ-ـ-ــدار:نه نیستم و نمیشم...بهترین مدیرت ابزاری که خدا بهمون هدیه داده
مهتاب :کارخوبی میکنی

مهتاب :این موزیک روخیلی دوست دارم


پـنـ-ـ-ــدار:اخ اخ سفره خونه و دوسیب


مهتاب :ملز


مهتاب :پندار اگه قرار بود جای ادمین باشی برای بهتر شدن این مسنجر وکاربرهاش چیکار میکردی


پـنـ-ـ-ــدار:سوال سختیه نبندنم


مهتاب :چشام درد گرفت بااین فونتت ..چی نوشتی ...؟؟؟نمیبندنت؟


پـنـ-ـ-ــدار:فونتم به این قشنگی...جوابی ندارم


مهتاب :بهترین دوستات توی ال فور کیاهستن


پـنـ-ـ-ــدار:بهترین دوست من خودم بودم و خودم بقیه فقط کسای هستن که باهاشون هم صحبتم


مهتاب یعنی دوستی نداری؟همه در یک مرتبه و مقام هستند؟


پـنـ-ـ-ــدار:با هرکسی بگی بخندی دوست نیست


مهتاب :پس دوست کیه؟


پـنـ-ـ-ــدار:بهترین دوست من آینه


مهتاب :اینه؟


پـنـ-ـ-ــدار:وقتی جلوش وایمستم تمام ایرادها و خوبی های منو نشون میده


مهتاب :واقعا به دوستی اینه ایمان داری ...ایرادهاتو برطرف میکنه؟


پـنـ-ـ-ــدار:فقط نشون میده


مهتاب :چه فایده داره؟...:فقط نشون بده....خوبه بتونی ایرادت روبرطرف کنی؟....ببین این شعر ههم درباره اینه گفت(موزیکی که گذاشتم )


پـنـ-ـ-ــدار:بهترین دوست و بدترین دوست خود را در اینه بشناسیم دقیقا خودمون هرجور باشیم بقیه هم همونجوری باهمون رفتار میکنن


مهتاب :من از دلبستگی های توباائینه دانستم که دردی دارد طاقت سوز خود عاشق تراز مائی


پـنـ-ـ-ــدار:بعصی به آینه همون آینه میگن بعضی ها هم بهش میگن خلوت تنهای


مهتاب درست نوشتم


مهتاب :خب الان برات اینه است یاخلوت تنهایی؟


:پـنـ-ـ-ــدار:مهم اینه مفهومش.و برسونی هه


پـنـ-ـ-ــدار:هر دو


مهتاب :مردعملی یا فقط حرف میزنی ؟ " 


پـنـ-ـ-ــدار:نه مرد عمل نه حرف. فقط با وجودم انجام میدم نشد از دوباره


مهتاب :پندار گاهی وقتا میره روی مایک شروع میکنه به صحبت نصیحت ... چقدر خودش به اون حرفها نصایح حرفها عمل میکنه ؟


پـنـ-ـ-ــدار:چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی


مهتاب :(یکبار درباره مرگ ومردن و دلبستگی ) حرف میزدی یادته ؟

پـنـ-ـ-ــدار:هم معنی منفی داره هم مثبت


پـنـ-ـ-ــدار:اری؟


مهتاب :باتوجه به اینکه همه ادمها دلبسته این دنیا ومتعلقاتش هستند


مهتاب :و دل کندن سخته


:پـنـ-ـ-ــدار:خب؟


مهتاب به حرفی که زدی جقدعمل میکنی (که ادم نباید دل بسته باشه ) واقعا میتونی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:بین دل و عقل فاصله زیادی هست هرکدوم دنیای متفاوت ....کافیه؟


مهتاب :مثال : الان اگه بگن گیتارتو ازت میگیریم راحت باهاش کنار میایی ؟ یاهرچیزی که خیلی برات عزیز باشه؟


پـنـ-ـ-ــدار:بعضی وقتا باید برای زندیگ عضوی از بدنو هدیه کرداینم کافیه؟


مهتاب :به نظرمن کسی این حرفهارو اینقد راحت میزنه که واقعا در حد اعلا و بالایی (نزدیک به خدا)باشه ...من نمیتونم اینقدر راحت مثل شما از چیزهای که دوست دارم دل بکنم.....هرچند اتفاقاتی توی زندگی برام افتاده که بهم ثابت شده هیچ چیزاین دنیا ارزش نداره........ولی باز نمیتونم دل بکنم از تعلقاتم


پـنـ-ـ-ــدار:اسمش یادم رفت


:پـنـ-ـ-ــدار:حضرت یعقوب هم حتی نمیتونه دل بکنه از یوسف....ماکه بنده های معمولی خدایم....اما قانونی که خدا گذاشته ما وظیفه داریم سعیمونو بکنیم


مهتاب :پس قبول داری خیلی اسون نمیشه این حرفهارا زد؟

پـنـ-ـ-ــدار:من هیچوقت نگفتم و نمیگم چیزی اسونه


مهتاب:پندار چقد به مرگ ومردن فکر میکنی ؟

پـنـ-ـ-ــدار:هیچوقت بهش فکر نکردم اما همیشه موقع خواب فکر میکنم شاید بیدار نشم دیگه


مهتاب :فکر خوبیه...تاحالا این فکر روتجربه نکردم


پـنـ-ـ-ــدار:یه جمله یا روایت هست که میگه جوری زندگی کن که اینگار صدسال زندگی میکنی اما جوری زندگی کن که 1ساعت دیگه میمیری


مهتاب :فکرکنم سخن از حضرت علی (ع)باشه


پـنـ-ـ-ــدار:برای حضزی حضرت علی باشه گمونم یادم نیست

پـنـ-ـ-ــدار:نه مثل اینکه سرتم تو کتبه بعضی وقتا ههه

مهتاب:بنده روسیاه خدام همین بسه


مهتاب :دوست داری به کدوم کشورها سفرکنی (5تا)نام ببر

پـنـ-ـ-ــدار:من فقط به ایتالیا فکر کردم

پـنـ-ـ-ــدار:بقیشو دروغ بگم یعنی؟


مهتاب :نه....نمیخواد دروغ بگی


پـنـ-ـ-ــدار:خداروشکر


مهتاب:ملاک مصاحبه ما صداقته


مهتاب :از دید پندار عشق یعنی ..................


پـنـ-ـ-ــدار :پـنـ-ـ-ــدار:عشق یعنی عدد 123 شماره یک یعنی دوستی شماره دو یعنی احساس شماره 3یعنی عاشق در جمع دوستی احساس عشق کرد


مهتاب :تاحالا عاشق شدی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:اینم بگم.....نمیگم


مهتاب :اره یانه فقط درهمین حد


پـنـ-ـ-ــدار:اره


مهتاب :امیدوارم لحظات شیرینی سپری کرده باشی با عشق بدجور گفتی آره


پـنـ-ـ-ــدار:عشق هیچوقت شیرین نیست


مهتاب بهترین و بدترین خاطره از ال فور؟


پـنـ-ـ-ــدار:بدترین خاطره اینکه دوستای واقعیم بد اومدن توی دنیای مجازی ترکم کردن........بهترین خاطره اینکه شناختم نسبت به دنیای بیرونم بهتر شد


مهتاب :اخرین کتابی که خوندی چی بوده


پـنـ-ـ-ــدار:کتاب عربی امتحان داشتم 1شنبه


مهتاب :گفتی لیسانسی که


پـنـ-ـ-ــدار:خوب اره.....الان درحال تحصیلم دوره جدید


مهتاب کارشناسی ارشد؟


پـنـ-ـ-ــدار:


مهتاب :من قبول نشدم


پـنـ-ـ-ــدار:قبول میشی اینشالا

مهتاب :عمرا دیگه امتحان بدم


پـنـ-ـ-ــدار:اگه عشق داشته باشی به رشتت میشه قبول بشی


مهتاب :2بارامتحان دادم ........من زودمایوس وناامید میشم


پـنـ-ـ-ــدار:خوبه ادمای که اینجوری میشن قلبشون خیلی زود میشکنه

مهتاب :من نه دل دارم نه قلب برای شکستن

پـنـ-ـ-ــدار:خوبه نداری.اما چه بخای چه نخای باید تحملش کنی چون چیزی که بهت چسبیده مثل کنه مگه اینکه روح خدا تو وجودت نباشه......اخه قلب ادم پره احساسه احساسم یکی از ویژگی های خداست


مهتاب:اگه قرار باشه با5نفراز بچه های ال فور توی یه عصرتابستونی بستنی بخوری دوست داری کیا توی این جمع باشن


پـنـ-ـ-ــدار:راستش ترجیح میدم تنها بستنی بخورم بیام تعریف کنم

مهتاب :خسیس قرار نیست که تو پول بستنی هار بدی


مهتاب :یه جمله درباه این کلمات بگید...فقط یه جمله هرچی به ذهنت میرسه درهمین لحظه



پـنـ-ـ-ــدار:کدوم کلمات
ال فور ...........................الفوردنیای مجازی میباشد که اسم دیگش دنیای سومم


:ادمین ..........................ادمین کسی که تونسته قدرت مدیرت رو درک کنه


ژنرال یه دوست ..............یه دوست شخصی که میتونه نقش یه فرمانده در کمال شوخ بودن جدی رو نشون بده(جذبه)


پـنـ-ـ-ــدار:بترکی


مهتاب :به پلیس 2میگم ژنرال باهاتون صحبت کرد میگه ژنرال کیه



پلیس 2.......................پلیس دو یه فردی که کاملا مردی یا همون نقش فرهنگی


طاها............................طاها یه دوست خوب که هنوز تو دوران بچگیش مونده


انریکه ..........................انریکه یه دوست خوب که تحت تعصیر محیط قرار میگره


محمد دو ام ...................محمد دوام یه دوست مجازی


بانو شقایق...................بانو شقایق یه دوست مجازی که دوست داره مدیر خوبی باشه


محمد گیتار شادمهر ................محمد گیتار شادمهر یه دوست مجازی که بیش از حد قانون مند و خشک


باران ............................باران یه دوست مجازی


امیرعلی .......................امیرعلی یه دوست خوب مجازی که خیلی مهربون و باجنبه


دوشیزه دلارام.................دوشیزه دلارام یه دوست مجازی و کمی مردمی


شاهزاده شهیاد ................شاهزاده شهیاد یه دوست مجازی و تقریبا با جنبه


مهتاب :همه شدن دوست مجازی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:خوب دوست مجازی هستن


مهتاب :به من چی میگی


پـنـ-ـ-ــدار:سیب ترشیده....بداخلاق هم هستی


پـنـ-ـ-ــدار:بازم سوال مونده؟.....شبیه پیرزنا میمونی با این اهنگات


پـنـ-ـ-ــدار:حداقل موزیک لایت بذار

مهتاب :اهنگ سنتی میزارم میگه پیرزنی عجب


پـنـ-ـ-ــدار:من نکوتینم زد پاین حوس اب اکسیژنه کردم


مهتاب :


مهتاب :بابک از دیس مرگی برگشت ولی سرعت نداره بیاد اتاق


پـنـ-ـ-ــدار:هههه سرعت نفتیه

پـنـ-ـ-ــدار:اه من گرفتش
مهتاب :پندار کی از ال فور میره؟....تصمیمت بااین دنیای مجازی چیه؟


پـنـ-ـ-ــدار:من همیشه زندگیمو سعی کردم تو تعادل بگذرونم که از چیزی خسته بشم نه چیزی رو کنار بذارم......پس شاید کم بیام ولی هستم


مهتاب :پس ممکنه سالهای سال پندار عشق مایک بیاد ال فور


پـنـ-ـ-ــدار:هههه


مهتاب :میری روی مایک یادت میره روی مایکی ها بزارنت تاصبح بالا میمیونی

 
پـنـ-ـ-ــدار:عشق مایک نیست فقط با یه دل که تنها دارایش تو این دنیای مجازیه میاد و خسته ام نمیشه
مهتاب :پندار یه سوال دارم.......نمیدونم چطور بپرسم


پـنـ-ـ-ــدار:بفرما؟پـنـ-ـ-ــدار:هههه


مهتاب :صبرکن کلمات جورکنم


پـنـ-ـ-ــدار:رک بدون رودروایستی


پـنـ-ـ-ــدار:من تمام جوابامو بدون اطلاعت قبلی و رک گفتم...توام تلاش کن میتونی


مهتاب :درباره خداست.....فکرمیکنم بنده خوبی هستی


پـنـ-ـ-ــدار:درباره وجودش یا در باره اینکه چه حسی بهش دارم


مهتاب :حست


پـنـ-ـ-ــدار:یکی که توی تنهایم وقتی هیچکسو نداشتم پیشم بود تا صبح ولی هیچوقت باهام حرف نزد


مهتاب :تاحالا شده چیزی ازش بخوای بهت نده؟


پـنـ-ـ-ــدار:هیچی ازش نخاستم


مهتاب :هیچی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:فقط خاستم ترکم نکنه بهم پشت نکنه....:همین


مهتاب:من همه چیزازش خواستم الا این


پـنـ-ـ-ــدار:خوبه اما خودش گفته ما جانشینشیم روزمین....جانشین چیز نمیخاد خودش بدست

میاره...فقط نیاز به حمایت داره


مهتاب:بعضی ازاین جانشین هازمین روبه گندکشیدن



پـنـ-ـ-ــدار:اونا هم یروزی خوب بودن....خدا خیلی مهربونه حتی از مادر مهربون تر....خدا میبخششون چرا ما نبخشیم....مگه زمین برای ماست


مهتاب:شده تاحالا یه اتفاقی برات بیافته یه اتفاق بد که از ته دلت از خدا بخوای کمکت کنه


پـنـ-ـ-ــدار:اتفاق بد اینه که بخای از نزدیک ترین کسات نمیره یا زود شفا پیدا کنه....فکر نکنم از این بالا تر باشه


مهتاب:خیلی چیزهامیتون باشه...مثلا درحال غرق شدن باشی توی دریا....یاتصادف کرده باشی


پـنـ-ـ-ــدار:اونجا خدا کمکی بهت نمیکنه


مهتاب:یا مریضی لاعلاج بگیری....چرافکرمیکنی کمک نمیکنه؟


پـنـ-ـ-ــدار:چون عقل ادمی رو کاملو کمال داد تا خودشو از هر چون چرای در اینده برهانه


مهتاب :وا

پـنـ-ـ-ــدار:اگه قرار بود کمک کنه کمک کوچولوی اما حسین میکرد که توی روضه هاش نمیمونم اگه بمونم میمیرم


مهتاب:مثلا تودریا غرق بشی همش نمگی خدایا کمک کن یهو صدای قایق موتوری بشنوی چه ذوقی میکنی


پـنـ-ـ-ــدار:همه چی دست خودمونه....همه چی...فقط خدا حمایت میکنه


مهتاب :خواب زیاد میبینی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:کم خواب میبینم اما وقتی خواب میبینم کاملا حس میکنم واقعیت بوده


مهتاب :خوش بحالت..من که اصلا خواب نمیبینم چه بد چه خوب



مهتاب :واخرین سوال.....هرچه میخواد دل تنگت بگو


پـنـ-ـ-ــدار:میخام بگم با همه اینکه همه رو دارم و همه دوستم دارن اما بعضی وقتا احساس میکنم از تنها هم تنها ترم میترسم میترسم خدا هم فراموشم کنه اونوقت دیگه هیچی نیستم


مهتاب :خدابنده هاشو تنهانمیزاره

مهتاب :دوست داری بعداز خودت از کی مصاحبه بشه ؟


پـنـ-ـ-ــدار:برام فرقی نداره همشون خوبن همشون حرف برای گفتن دارن


مهتاب :ممنون بخاطراینکه وقتت رو دراختیارمون قرار دادی .....بابک هم دیس مرگ شد وسرعت نداشت بیاد


پـنـ-ـ-ــدار:خواهش وظیفه ماه بیده هر کسی هم بود همین کارو میکرد


مهتاب :دیگه حرفی نداری بزنی ؟


پـنـ-ـ-ــدار:کار شاخی نکردم نیازی به تشکر نیست خانوم .....نه ندارم شما نداری من مرخص بشم


پـنـ-ـ-ــدار:بعضی وقتا با خدا شبا حرف میزنم....پـنـ-ـ-ــدار:میدونی بهش چی میگم؟


مهتاب :امیدوارم درتمام مراحل زدندگیت پیروز و شاد و سربلندباشی وهرچی ازخدا خواستی ازت دریغ نکنه .. مصاحبت باهات برای من شیرین و دل چسب بود ... سپاسگزارم ...دیگران رونمیدونم قضاوت باخودشون

مهتاب :چی میگی باخدا


پـنـ-ـ-ــدار:هههه پرتم کرد با کمال بدا خلاقی بیرون



پـنـ-ـ-ــدار:به قول خودتون بیخیال

پـنـ-ـ-ــدار:امری نیست؟

مهتاب :بازم ممنون از لطف و صداقت و وقتی که گذاشتی


پـنـ-ـ-ــدار:خواهش خدانگهدار من رفتم ...خدانگهدارتون مراقب خودتون باشید


مهتاب :خدانگهدار


پـنـ-ـ-ــدار:یاحق


گزیده ای از صحبتهای پندار (زیاد صحبت کردیم ولی وقت و حوصله شما مجال تایپ همه گفتگوی مارانخواهد داشت )

پـنـ-ـ-ــدار:میدونی به ایدی های اینجا اصلا به چشم ادم نگاه نمیکنم

پـنـ-ـ-ــدار:بزرگ میشی و دیگه نمیشه چیزای که قبلا داشتی رو داشته باشی ازارت میده


پـنـ-ـ-ــدار:بیخیال یه کلمه ای که هیچوقت نمیذاره اروم بگیری

پپـنـ-ـ-ــدار:یدفه رو مایک بودم یکی بهم فحش داد اونم به عزیزترین کسام....اشک از رو صورتم

میریخت ....ولی جوری میخندیدم که هیچکس نفهمید


پـنـ-ـ-ــدار:بعضی وقتا نیازه رک باشی مخصوصا تو محل کار...اخه قراره رئیس جمهور بشم



پـنـ-ـ-ــدار:نه داشتم حال میکردم با اهنگش اروم بخش بود به قول یه دوست پنی میگن یاد پنی سیلین میوفته



پـنـ-ـ-ــدار:عشق از ادمی خیری نرسید از حیون خدا که چیزی نمیرسه بجز زیبای...البته تماشای زیبای

پـنـ-ـ-ــدار:بچه ها رو دوست دارم....پـنـ-ـ-ــدار:دیدی همش میخان بگن بزرگ شدیم...بهشون میگی بچه عصبانی میشن.....پـنـ-ـ-ــدار:خیلی باحالن



پـنـ-ـ-ــدار:میدونی ادما بعضی وقتا نمیدونن چرا برای چی دلشون گرفته....یا خودشونو گم کردن....یا کسی رنجوندتشون....یا بهانه گیر شدن....


پـنـ-ـ-ــدار:من هیچوقت اذیت نمیشم خیلی پروام ....میگم بدون رودروایستی


پـنـ-ـ-ــدار:من که گل رزو خیلی دوست دارم


پـنـ-ـ-ــدار:تو کتاب داستانم ازش زیاد اسم بردم


مهتاب :داستان هم نوشتی


پـنـ-ـ-ــدار:داستانای که برای یگانه میگمو مینویسم......دوتاشم روی مایک برای بچه ها گفتم

 

 

 

 

                                                             با تشکر بابک -مهتاب

 

 


 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 14:55 توسط بابک ایرانی|


آخرين مطالب
» سند توال های ادلیست من
» اطلاعیه
» مسابقه جدول و اطلاعات عمومی در فیسبوک
» کامنت کسری
» یاران چه غریبانه رفتند از خانه
» تقدیم به تو که رفتی ولی فراموش نمیشوی...
»
» آنان که از کوچه معشوقه تو میگذرند
»
»

Design By : RoozGozar.com